صفحه اصلی / روانشناسی بازار سرمایه / ریشه ترس و اشتیاق در معامله گری

ریشه ترس و اشتیاق در معامله گری

به خاطر همین هورمون سروتونین هست که معامله گرانی که از نظر منطقه جغرافیایی، در ساعات اولیه صبح مصادف با سشن مناسب معامله در بازار مورد نظر خود هستند موفق تر می باشند، مانند ساکنان غرب اروپا که بایست صبح ها زودتر از خواب بیدار شده و آماده معامله در سشن لندن شوند، زیرا این هورمون در صبح بالاترین میزان را در بدن داشته و در طول روز به تدریج کاهش پیدا میکند. ترشح و وجود طبیعی این هورمون ( نه متاثر از کسب سود و تی پی ) باعث تصمیم گیری بهتر تریدر میشود که غیر مستقیم از اعتیاد و آور ترید او در طولانی مدت جلو گیری میکند.

تقویت هورمون های جنسی و بالا بودن فعالیت جنسی به صورت پنهان و غیر مستقیم باعث می شوند که اثر ماندگاری سروتونین در بدن بیشتر باشد و هیجان شادی در اثر تی پی خوردن (کسب سود) کمتر باعث ترشح این هورمون به صورت غیر طبیعی در بدن شود، چون میزان ماندگاری این هورمون در بدن دقیقا مرتبط با دلیل منتشر شدن آن هست. بعضی دلایل باعث ماندگاری بیشترش در بدن و برخی دیگر باعث ماندگاری کمتر هستند.

البته هر چیزی افراط و تفریطش مضرر هست و باید فقط در صورت مشاهده علایم، زیر نظر پزشک متخصص یا مشاور حرفه ای اقدامات انجام شوند.

چرا هورمون ” سروتونین ” در معامله گری باعث ایجاد اعتیاد به ترید میشود ؟

ما هم مثل دیگر موجودات دارای غرایزی هستیم، برای درک بهتر ابتدا تعریف غریزه را مرور کنیم، غریزه بر اساس ترشح هورمون سروتونین شکل میگرد، به این صورت که هر موجودی با انجام دادن برخی اعمال یا حرکات این هورمون در او ترشح می شود که به صورت ناخودآگاه برای او احساس رضایت مندی و خوشحالی به همراه دارد، که این احساس با ادراک دیگری مثل سیری – امنیت – سلامت و غیره که همراه شود تاثیر آن را دوچندان کرده و باعث میشود که موجود در دفعات بعدی نیز تشویق به انجام آن حرکت یا رفتار شود و به مرور زمان به وجود این هورمون اعتیاد پیدا کرده و این قدر تکرار میشود که اون احساس سیری یا امنیت (استتار) یا هر چیز دیگری را به صورت نیاز روزمره تجربه کند. به طور مثال یک پروانه چطور می فهمد که طرح و رنگ بندی او به چه گل یا درختی شبیه هست و آن را پیدا کرده و خود را استتار میکند ؟؟ در واقع پروانه این شعور و درک را ندارد بلکه وقتی روی سطحی قرار میگیرد که همرنگ و طرح با خودش هست احساس خوشایندی به او دست داده و به همین دلیل این کار را انجام میدهد، که ما به عنوان موجودات متفکر بهش میگیم غریزه استتار.

حالا همین هورمون در بدن انسان هم ترشح می شود و نتیجه آن احساس شادی هست، که هر عاملی باعث ترشح این هورمون شود ماندگاری متفاوتی در بدن خواهد داشت. مثلا خرید یک ماشین، انجام یک سرگرمی مفرح، رفتن به مسافرت، صحبت و دیدار یک دوست عزیز خرید یک لباس یا هر چیز دیگری که باعث ترشح این هورمون شود ماندگاری های متفاوتی را در بدن خواهد داشت.

در معامله گری بازارهای مالی هم با کسب سود، با توجه به شرایط دسترسی و سهولتی که در این حرفه هست و یا کسب تی پی هایی با شرایط قابل تعریف که بیشتر برای مبتدیان اتفاق می افتد این هورمون ترشح میشود که شخص به صورت ناخودآگاه دائما به دنبال دریافت چنین احساسی هست، آن قدر معامله میکند تا حتی برای دفعات کم هم که شده بتواند آن احساس را مجدد تجربه کند و برای همین هست که افرادی را می بینیم که با این که برایند منفی و ضرر دهی دارند ولی باز هم بدون چاره اندیشی و همت اساسی به دنبال ترید کردن هستند تا جایی که به دفعات سرمایه خود در بازار را از دست می دهند.

و همین جاست که این باور شکل می گیرد که (ضرر جزئی از بازار هست) و شخص تعصب و همتش را برای ارتقای بهره وری خودش از دست می دهد.

به طور خلاصه دو راه کار اصلاح فکری در رفع این مشکل تریدری پذیرش مسئولیت و مدیریت ریسک در معاملات هست که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.

با یک مثال توضیح می دهم: همه می دانیم که تصادف خودرویی یک اتفاق کاملا معمول و محتمل هست و برای همین همگی خودرو خود را بیمه میکنیم، که اینجا بیمه حکم استاپ لاس گذاشتن برای ترید را دارد، ولی آیا همه ما از کوپن های بیمه خود استفاده میکنیم؟ چقدر زیاد آدم هایی دیده ایم که حتی ۱۰ سال تخفیف بیمه دارند. ( غیر از آنهایی که دستی خسارت طرف ضرر دیده را پرداخت می کنند که این حکم معامله گرانی را دارد که استاپ های خود را جابجا میکند)

وقتی تریدر تمام قوائد و قوانین را که بیشتر آنها را خودش برای خودش وضع کرده رعایت کند، دیگر جمله معروف بالا معنی نخواهد داشت.

البته تاکید میکنم گذاشتن استاپ در معاملات، حکم بیمه ماشین را برای مواقعی که تصادفاتی ناخواسته با دلیل بیرونی مانند انحراف به چپ خودرو مقابل در جاده هستند دارد، نه بهانه ای برای کمتر کردن ضررهای ناشی از اشتباهات تکراری یا نا آگاهانه در معامله گری.

پس استاپ خودرن طبیعی هست اما نه با این باور که جزء جدا نشدنی بازار باشد، و باعث شود هر ضرری را بپذیریم و بی خیال پیدا کردن اشتباهات خود شویم و غیرتی روی حفظ سودها نداشته باشیم.

چطور مسئولیت پذیری و مدیریت ریسک باعث میشوند اعتیاد به ترید از بین برود؟

این دو راهکار هر کدام به دو صورت باعث از بین رفتن اعتیاد به چارت میشوند.

مسئولیت پذیری:

وقتی تریدر مسئولیت نتایج و برایند معاملات خود را بپذیرد و به عنوان یک موجود دارای تفکر و شعور این را در خود نهادینه کند که اگر سودی کردم و لذتی بردم یا ضرری کردم، مسئولیتش تماما با خودم بوده و رفتار ارادی و کنترل شده خودم این نتیجه را برام داشته درنتیجه در ذهن او این ساختار به وجود می اید که از کسب سود و تی پی هایش به اندازه منطقی و محدود لذت برده و با ترشح بیشتر سروتونین باعث نشود که آدرنالین ترشح و در کوتاه مدت و نامحسوس در تصمیمات معاملاتی خود هیجانی شود و احساسی تصمیم بگیرد. از طرفی وقتی تریدر مسئولیت برایند و نتایج معاملات خود را بپذیرد به صورت منطقی به دنبال ارتقا سطح علمی و ذخیره تجریبیاتش میرود، ذخیره و استفاده از تجربیات چیزی هست که همه قادر به آن نیستند و به آن توجه نمی کنند . علم خودش فونداسیون موفقیت در بازار است و تجربه ستون آن، پس اگر تجارب استفاده نشوند انگار که شخص علمی هم نداشته و دائما با تکرار اشتباهات گذشته در یک چرخه نامتناهی درجا دور خواهد زد و به دانسته ها و منابع خودش شک میکند که این خود مجددا آسیب های جدید دیگری برای تریدر در او ایجاد می کند.

مدیریت ریسک:

زمانی که معامله گر مدل های معتبر مدیریت ریسک را آگاه باشد و به آنها عمل کند باعث میشود که سودهای غیر منطقی ( زیاد ) نسبت به سرمایه جاری خودش در بازار کسب نکند و متعاقبا همان چرخه که در بالا توضیح دادیم برای او اتفاق نیافتد و لذتی در تناسب سرمایه موجود خود داشته باشد و در نتیجه هیجان و واکنشهای احساسی در تصمیمات معاملاتی وی به وجود نخواهند آمد. از طرفی مدیریت ریسک چون تریدر را از نظر حجم و تعداد معاملات به صورت قانون مند محدود میکند باعث میشود که تریدر با پایبندی به آن در بلند مدت به کنترل احساسات خودش دست پیدا کرده و آور ترید نکند.

نویسنده: احمدرضا جبل عاملی |  انتشار: فراچارت

درباره ایمان صاحبدادی

ایمان صاحبدادی
10 سال قبل فعالیتم را در بورس آغاز کردم و حدود 5 سال است که کالج تی بورس را تاسیس کرده ام. به طور خیلی خلاصه دیدگاه من در مورد بازار بورس این است که "در بازار بورس آنچه را که انجام می دهید بسیار مهم تر است از آنچه که می دانید".

این مطالب را نیز ببینید!

سرمایه گذار مبتدی

۱۱ خطای رایج یک سرمایه‌گذار مبتدی

آگاهی از خطاهای رایج سرمایه گذاران مبتدی مهمترین بخش از یک برنامه موفق سرمایه گذاری است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *