صفحه اصلی / تحلیل بنیادی / ویلیام اونیل، مبدع استراتژی کن اسلیم

ویلیام اونیل، مبدع استراتژی کن اسلیم

درباره ویلیام اونیل

ویلیام جی. (بیل) اونیل، زاده اوکلاهاما و بزرگ‌شده تگزاس است. نخستین سرمایه‌گذاری او مبلغی در حدود دلار،با خرید سهام پروکتر و گمبل (بزرگترین شرکت سازنده مواد شوینده در آمریکا) بود.
او سپس به عنوان دلال سهام به شرکت هایدن استون پیوست و بررسی سهام برنده‌شده در بازار سهام را همانزمان آغاز کرد. وی پس از آنکه موجودی حساب خود را طی۲۶ماه بیست برابر کرد، توانست یکی از صندلی‌های بازار سهام نیویورک را در سی سالگی بخرد. او سپس شرکت  ویلیام اونیل را به راه انداخت.
شرکت او بانک داده عظیمی از اطلاعات مربوط به سهام را از تاریخ ۱۸۸۰تاکنون گردآوری کرده است. او میگوید:”دریافتیم اوضاع فرق زیادی نکرده است. الگوهای نموداری ۱۹۱۰ ،۱۹۳۰و ۱۹۵۰با الگوهای کنونی یکسان هستند.”مورگان و ادوارد هریمن و شرکایشان سهام را بالا میبردند. تفاوت تنها به روزهای قدیم باز میگردد.اما الگوها یکسان ۱۹۳۰به بعد شرکتهای موفق در خرید و فروش سهام بدل به عامل اصلی در تعیین ارزش سهام شدند.
ازاینرو اونیل روزنامه اینوسترز بیزنس را (که در ابتدا روزنامه اینوسترز نام داشت) سال ۱۹۸۴ بنیان نهاد. “داشتم قدم میزدم  یک والاستریت ژورنال برداشتم و دیدم هیچ کدام از اطلاعاتی که ضروری هستند، داخل آن موجود نیست آنها جداول قدیمی آسوشیتدپرس را برمیداشتند و داخل مجله چاپ میکردند.”اما بیل اونیل تنها به گردآوری و انتشار جزئیات اکتفا نمی‌کرد. او به تفسیر آنها هم می‌پرداخت.
ما حالا الگوهای برنده سهام را از تاریخ ۱۸۸۰ تاکنون در دست داریم. همه متغیرها و عوامل بنیادی را بررسی کردهایم ــ درآمدها، بازگشت سرمایه، و محصولات ــ و سپس همه موارد تکنیکی را از نظر گذراندیم و اکنون ترکیبی از تمام این متغیرها را مدل کردهایم: حمایت مالی، شرایط صنعتی، محصولات و مجموعه قواعدی در دست داریم، چیزی مثل نمایه آنچه توصیف‌گر یک سهام پیشرو است.
او ادامه میدهد: «مدل ما بی‌عیب و نقص نیست. ما هم اشتباهات خودمان را داریم، اما طبق قواعدی کار میکنیم که اگر اشتباهی رخ دهد، آن را دور می‌ریزیم و سراغ کار بعدی می‌رویم در واقع اونیل نوعی استراتژی دادوستد را بر پایه همه آن داده‌ها ابداع کرد؛ استراتژی‌ای که به کن اسلیم است. نام کن‌اسلیم از حروف ابتدایی چند قاعده به شکل زیر برآمده است:
درآمدهای کنونی : C
درآمدهای سالانه: A
محصولات یا خدمات نو: N
عرضه و تقاضا بر اساس حجم : S
پیشرو یا عقبمانده : L
مالکیت نهادی :I
شاخصهای عمده بازار و مارکهای تجاری آنها :M
سپس این اطلاعات با سیر عملکردِ هزاران سهام موفق مقایسه می‌شود. این کار با اتکا به سالها پژوهش و البته تجربه شخصی اونیل در حیطه دادوستد انجام می‌شود.

 

 

بهترین اشتباه اونیل از زبان خودش

Great Western Financial گریت وسترن فایننشال و Brunswick برونسویک همه اینها در اوایل دهه ۱۹۶۰پیشرو بودند. تازه داشتم از نمودارها استفاده می‌کردم و سهام برونس و ام ای اف M.A.F و… آنها را در زمان مناسب و به شیوه مناسب خریده بودم و موقعیت‌ها و سودهای بسیار خوبی داشتم. اما وقتی سهام آنها به نقطه اوج خودشان رسیدند، بیش از حد نگهشان داشتم و همه منفعت حاصل از فروش آنها را از دست دادم.  از اینکه کار را خراب کرده بودم، خیلی ناراحت بودم و درست از این اتفاق سردرنمیآوردم، چون کاملا سهام مناسب را در زمان مناسب خریده بودم اما دوباره به عقب بازگشتم.
ماه‌های متمادی را بر سر تحلیل ریزترین جزئیات هر یک از سهام که سال گذشته خریده بودم، سپری کردم. خودکار قرمزی برداشتم، روی نمودارها زمان خرید و فروش را علامت زدم و دفتر حسابداری بزرگی داشتم که سیر تغییر قیمت و حجم همه این سهام را روز به روز ثبت کرده بودم و از طریق آن به جزئیات بسیاری دست یافتم.
فوقالعاده بود. آخرش چیزی را فهمیدم که احتمالا از همان اول بدیهی بود: فهمیده بودم چهطور سهام بخرم، یعنی سهام واقعا پیشرو را بخرم، اما هیچ برنامه‌ای برای زمانِ فروش آنها نداشتم. هرگز در این باره فکر نکرده بودم. همین زمان بود که قواعد فروش را مدون کردم. یعنی اینکه وقتی یک سری اتفاق‌های مشخص افتاد، باید سهام را فروخت و همچنین فهمیدم همه این سهام وقتی به اوج میرسد که بازار به اوج می‌رسد. پس دریافتم که باید بخشی از قواعد خرید و فروش را بر اساس فعالیت عمومی بازار مدون کرد.
و این قواعد را تدوین کردم. در نهایت سیستمی را ابداع کردم که کار میکرد و معنادار بود. پیش از آن، تنها برای نیمی از بازی قاعده داشتم. به‌عبارت دیگر، خط حمله داشتم، اما خط دفاع نداشتم .شبیه بازیگر تنیسی بودم که می‌دانست چه‌طور فورهند بزند، اما ضربه بک‌هند را بلد نبود.
یکی از سهامی که در موردش کار را خراب کرده بودم، سهام سرتینتید بود.  پدیده دیگری هم در این فرآیند مشخص شد سهام جهش کرده بود و سپس به شدت تعدیل شده بود و تازه آن وقت من آن را فروخته بودم؛ یعنی کل سودی که از آن برده بودم، شبیهِ یک پرتاب عادی دوامتیازی در بسکتبال بود. اما بعد از آن بازار چرخیده بود و سهام دوبرابر یا حتی سه برابر شده بود. پس سیر این سهام را به دقت و با کل جزئیات بررسی کردم و قواعد جدیدی تدوین کردم که اگر بار دیگر با چنین موقعیتی مواجه شدم، به خوبی از عهده آن برآیم  و قاعده این بود: اگر سهامی را خریدید که از پایه شروع میکرد و ظرف تنها سه هفته یا کمتر ۲۰درصد بالا میرفت، آن وقت این کار چنان فوقالعاده است که هر اتفاقی بیفتد،  که هر اتفاقی بیفتد، باز باید آن را ۵هفته دیگر نگاه دارید و سپس دوباره آن را ارزیابی کنید .هم باید برای آن جا باز کنید.
این قاعده یکسال بعد کمک زیادی در مورد سهام سینتکس کرد. سینتکس نخستین شرکت سازنده داروهای ضدبارداری خوراکی بود. سهام این شرکت درست مثل سرتینتید بالا رفت ــ درصد مشخصی در زمان مشخص ــ و آن را داخل فرمول آن را نگه داشتم. سهام به شدت تعدیل شد اما دست آخر برنده بزرگ آن سال در بازار سهام بود. سهام سینتکس طی شش ماه از ۱۱۰دلار به ۵۵۰ دلار رسید.
این نخستین باری بود که همه‌چیز را درست و به‌موقع کنار هم چیده بودم. سهام مناسب را در زمان مناسب خریداری کرده بودم، ترسی به دل راه نداده بودم، در زمان مناسب و برای مدت زمان مناسب آن را نگه داشته بودم و در موعد مناسب نیز آن رافروخته بودم.
نکته کلیدی این است که من قواعد بسیار خاصی در اختیار داشتم. اگر همان کار چندسال پیش را تکرار کرده بودم، این سهام را خیلی زودتر از موعد مناسب فروخته بودم، چرا که دو بار به شدت تعدیل شده بود.
پس حماقتی که قبلا با سهام سرتینتید انجام دادم،مرا وادار کرد تا بنشینم و ببینم چه کار ابلهانه‌ای کردم و به این ترتیب نقاط ضعف آشکار خودم را دریافته بودم. من قواعد خرید را در اختیار داشتم، اما قاعده‌ای برای اداره کردن موقعیت سهام سرتینتید در چنته نداشتم.
اونیل قواعدش را به این دلیل تبیین کرد که دریافته بود تقریبا همه‌چیز در حوزه سرمایه‌گذاری در بازار سهام مخالف با طبیعت بشری است. حتی یک شخص با تحصیلات بسیار بالا نیز پس از خریدن سهام دست به اشتباه می‌زند. «اگر او سهامی را ۵۰دلار بخرد و این سهام ۱۰دلار شود، هرگز آنها را نخواهد فروخت. ریاضی و روانشناسی اغلب آدمها را فریب می‌دهد.» به زبان ساده، اونیل قواعدی را تبیین کرد که احساسات و عواطف را از حیطه سرمایه‌گذاری بیرون قرار می‌داد. شما باید قواعد مشخصی در دست داشته باشید، نه اینکه بنا به احساساتتان سرمایه‌گذاری کنید. زیرا اگر تابع احساسات خود باشید یا ترس بر شما چیره می‌شود یا همیشه امیدوار باقی خواهید ماند.
از تحلیل CANSLIM در واقع جهت شناساندن سهم در مدت زمان کوتاه به طور مختصر و مفید استفاده می‌شود. به طورکلی مهمترین قسمت در تحلیلCANSLIMبرای شناخت سریع یک شرکت، مطالعه و بررسی روند عایدی کل شرکت و نیز وضعیت سود هر سهم و روند قیمتی سهم می‌باشد. به طور کلی در تحلیل‌ CANSLIMبه بررسی موارد زیر خواهیم پرداخت:
۱٫ در بخش اول CANSLIM به بررسی C یا Current quarterly earning per share پرداخته می‌شود.  در این قسمت تاکید بر آن است که EPS  فصلی شرکت بررسی گردد و چنانچه این EPS  نسبت به مدت مشابه سال قبل حداقل بطور متوسط از ۲۵ تا ۵۰ درصد رشد برخوردار باشد آنگاه سیگنال مناسب در تحلیل CANSLIM دریافت می‌گردد.
۲٫ در بخش دوم به بررسی A یا  Annual earning per share  پرداخته میشود توضیح آنکه این بخش مربوط به بررسی EPS  سالـانه شرکت نسبت به ۵سال قبل میباشد، چنانچه دارای رشدی معقولـانه باشد و نرخ رشد مرکب سالـانه  درآمد بین ۲۵تا ۵۰درصد باشد سیگنال مطلوب CANSLIM  دریافت میگردد.
۳٫ در بخش سوم به بررسی N یا New products New management New high  پرداخته میشود به این معنا که:
الف) بر طبق تحقیقات به عمل آمده توسط ویلیام اونیل و سایر تحلیلگران این نکته استنباط گردیده که بیش از %۹۵ از شرکتهایی که جزو پربازده‌ترین  شرکت‌ها طی یک دوره تحلیلی و تحقیقی۳۸سال بوده‌اند آن دسته از شرکتهایی هستند که از محصولـات جدید یا ارائه خدمات  جدید بهره گرفته‌اند.
ب) همچنین در این تحقیق نشان داده شده که شرکت‌هایی که از مدیریت مناسب و قوی و هیات مدیره منسجمی برخوردار بوده‌اند در بین موفق‌ترین شرکت‌ها قلمداد شده‌اند.
ج) شایان ذکر است که شرکتهایی که قیمت‌های بالـای جدیدی را در نمودارهای قیمتی ایجاد کرده‌اند نیز از جمله شرکت‌هایی هستند که سیگنال مطلوبی را در تحلیل CANSLIM  ایجاد می‌نماید.
۴٫ در بخش چهارم به بررسی S یا Supply demand  پرداخته می‌شود بدین معنا که هر چه میزان سهام شناور آزاد شرکتی کمتر باشد یعنی سهام آن شرکت در اختیار عده‌ایی خاص قرار داشته باشد آن سهم از چشم‌انداز رشد مناسبی برخوردار خواهد بود. با توجه به تحقیقات ویلیام اونیل اکثر سهم‌های در حال رشد کمتر از ۲۵ میلیون سهم شناور داشته‌اند.
۵٫ در بخش پنجم به بررسی L یا Leader  پرداخته می‌شود بدین معنا که مردم اغلب سهامی را خریداری  می‌نمایند که اولـاً باصنعت مرتبط با آن آشنایی داشته باشند و شرکت مزبور را بشناسند ثانیاً صنعت فوق‌الذکر جزو صنایع  پیشرو باشد گفتنی است که سهام مناسب در تحقیقات ویلیام اونیل از قدرت نسبی ۸۷  در صنعت خود برخوردار بوده‌اند.
۶٫ در بخش ششم به بررسی I یا Institutional sponser ship  پرداخته می‌شود بدین معنا که مردم تمایل به خرید سهامی  دارند که از سوی سرمایه‌گذاران نهادی و یا شخصیت‌های حقوقی خریداری می‌شود و مورد نظر مساعد آنها و حمایت این ارگان‌ها قراردارد لذا چنانچه سهمی در شرایط فوق قرار داشته باشد از سیگنال CANSLIM  برخوردار خواهد شد.
۷٫ در بخش  هفتم به بررسی M یا Market direction  پرداخته می‌شود بدین ترتیب که اکثر سهام بازار در جهت روند یا Trend  کلی حرکت بازار حرکت می‌کنند.

 

 

 ترجمه : رضا فرجامی

 

 

 

نویسنده | ایمان صاحبدادی

ایمان صاحبدادی
10 سال قبل فعالیتم را در بورس آغاز کردم و حدود 5 سال است که کالج تی بورس را تاسیس کرده ام. به طور خیلی خلاصه دیدگاه من در مورد بازار بورس این است که "در بازار بورس آنچه را که انجام می دهید بسیار مهم تر است از آنچه که می دانید".

این مطالب را نیز ببینید!

تحلیل فاندامنتال چیست

تحلیل فاندامنتال یا بنیادی چیست؟

در ابتدای کار باید به این موضوع توجه کنیم که تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *