جمعه , ۲۹ تیر ۱۳۹۷
صفحه اصلی / بورس را استارت بزن / تاثیر تورم بر بازده سهام در بورس اوراق بهادار تهران

تاثیر تورم بر بازده سهام در بورس اوراق بهادار تهران

اگر تورم به خوبی قابل پیش بینی شدن باشد، سرمایه گذاران به سادگی درصد افزوده ای را به عنوان تورم به بازدهی مورد انتظار خود می افزایند و بازار به حالت تعادل می رسد. بنابراین، تا زمانی که تورم قابل پیش بینی است دیگر یک سرچشمه ی ناپایداری و بی اطمینانی وجود ندارد و می توان ریسک سهم را با ریسک سیستماتیک و غیر سیستماتیک و بدون توجه به این که این ریسک ها بر اساس ارزش های واقعی برآورد شده اند یا بر اساس ارزش اسمی بازگو کرد. اما، زمانی که تورم غیرمنتظره و غیر قابل پیش بینی باشد، شرایط متفاوت خواهد بود.

در شرایط تورمی به طور متوسط سود اسمی شرکت ها پس از مدت زمانی افزایش می یابد. در واقع سودآوری افزایش نیافته، بلکه سود اسمی تحت تأثیر تورم افزایش یافته است. زمانی که سود اسمی افزایش می یابد، قیمت اسمی سهام نیز افزایش خواهد یافت. اثر دیگر تورم این است که موجب کاهش ارزش ذاتی هر سهم می شود. در سال هایی که نرخ تورم بالا باشد، کیفیت سود واقعی شرکت ها (سود اقتصادی) پایین می آید. علاوه بر این، شرایط تورمی باعث کاهش قدرت خرید مردم می شود. افزایش هزینه های زندگی به گونه ای خواهد بود که فرصت سرمایه گذاری و پس انداز از آن ها گرفته و درآمدها بیشتر صرف هزینه های جاری می شود. از سوی دیگر، کاهش سرمایه گذاری به کاهش تقاضا برای سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار و به تبع کاهش شاخص سهام می انجامد.

علیرضا بادکوبه ای (۱۳۷۴) در تحقیقی به بررسی و مطالعه اثر تورم بر قیمت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس پرداخت. بر اساس نتایج این تحقیق رابطه ی بین نرخ تورم و قیمت سهام یک رابطه مستقیم است، به عبارت دیگر با افزایش نرخ تورم قیمت کل سهام افزایش می یابد.

فیروزه عزیزی (۱۳۸۶) در تحقیقی به بررسی و آزمون رابطه ی بین تورم و بازده سهام در بورس اوراق بهادار تهران پرداخت. او با استفاده از آمار ماهانه ی تورم، بازده نقدی، بازده کل (نقدی و قیمت) و شاخص قیمت سهام در دوره ی ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۲ پرداخت، نتایج به دست آمده از تحقیق نشان داد که تورم توضیح دهنده ی شاخص بازده نقدی و بازده کل است؛ اما توضیح دهنده ی شاخص قیمت سهام نیست. از سوی دیگر، بازده نقدی، بازده کل و شاخص قیمت سهام توضیح دهنده ی تورم نیستند.

سعیدی، کوهساریان (۱۳۸۷) به بررسی ارتباط تورم و نسبت  P/E  با رفتار قیمت سهام با شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی۱۳۸۵-۱۳۸۰ با استفاده از روش های اقتصاد سنجی رگرسیون چند متغیره (حداقل مربعات معمولی) پرداختند. آن ها به این نتیجه رسیدند که دو متغیر اقتصاد کلان به عنوان دو شاخص تعیین کننده تورم، قدرت توضیح بازده سهام را دارا نمی باشند و برای توضیح بازده سهام مناسب به نظر نمی رسند و یا به عبارت دیگر، هیچ کدام از این دو متغیر ، تغییرات بازده سهام را توصیف نمی کنند.

مارتین فلدستاین (۱۹۸۰) در تحقیق به رابطه ی معکوس بین تورم و قیمت های سهام در دهه۱۹۷۰ دست یافت.

فاما و گیبون (۱۹۸۲) رابطه ی بین تورم و بازده واقعی سرمایه گذاری را آزمون کردند. نتایج تحقیق آنان با یافته های ماندل (۱۹۶۳) و توبین  (۱۹۶۵) که بیان کردند بازده های واقعی مورد انتظار و نرخ های تورم مورد انتظار به طور منفی همبستگی داشتند، هم خوانی داشت. این محققان معتقدند که این ارتباط از وجود یک رابطه ی مثبت بین بازده های واقعی مورد انتظار بر روی دارایی های مالی و فعالیت واقعی، ناشی می شود.

جسیکه و رل (۱۹۸۳) نیز دریافتند که یک همبستگی منفی بین بازده سهام و تغییرات نرخ اسناد که نماینده ی نرخ تورم مورد انتظار است، وجود دارد. از سوی دیگر، فرت (۱۹۷۹) بر اساس نتایج تحقیق خود نشان داد که رابطه ی میان بازده سهام و تورم در کشور انگلستان مثبت است.

گلتکین (۱۹۸۳) با بررسی رابطه ی بازدهی سهام و تورم در بیست و شش کشور، فرضیه ی فیشر مبنی بر این که بازده واقعی سهام عادی و نرخ های تورم منتظره مستقل از یکدیگر هستند و بازده اسمی سهام به طور دقیق به اندازه تورم منتظره تغییر می کند، مورد آزمون قرار داد و نشان داد که برای بیشتر کشورهای مورد بررسی، رابطه ی بازده سهام و تورم از نظر آماری معنادار نیست و تنها در مورد چهار کشور این رابطه منفی و معنا دار است؛ در حالی که در مورد دو کشور دیگر، این رابطه معنا دار و مثبت است.

یونگ سولی (۱۹۹۲) آزمون روابط علّی بین بازده های دارای فعالیت واقعی و تورم را با استفاده از داده های کشور آمریکا انجام داد و به این تیجه رسید که بر خلاف فرضیه ی فیشر، بازده اسمی سهام و تورم همبستگی منفی ضعیفی دارند؛ اما، رابطه ی میان نرخ های بهره اسمی و تورم مثبت است.

بادوخ و ریچارد سون (۱۹۹۳) به این نتیجه رسیدند که رابطه ی یک به یک میان تورم قابل پیش بینی و بازده سهام وجود دارد.

یافته های تجربی گراهام (۱۹۹۶) نشان داد که رابطه ی میان تورم و بازده سهام بی ثبات است، یعنی در برخی دوره ها رابطه مثبت و در برخی دوره های زمانی دیگر منفی است.

نتایج تحقیقات کاپریل و جونگ (۱۹۹۷) نیز نشان داد که تورم پیش بینی شده تأثیر منفی بر قیمت های سهام دارد. توربک (۱۹۹۷) و روزف (۱۹۹۴) نشان دادند که سیاست های پولی اثر عمده ای بر بازده سهام دارد و افزایش نرخ رشد پولی منجر به افزایش بازده سهام می شود.

با توجه به نتایج تحقیقات، رابطه ی میان تورم و بازده سهام متفاوت است .در برخی از کشورها این دو متغیّر رابطه ی مثبت و در برخی دیگر رابطه ی منفی دارد. البته در تعداد دیگری نیز رابطه ی معنا داری وجود ندارد. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که به رغم تحقیقات گسترده در کشورهای مختلف اعم از توسعه یافته و در حال توسعه، تاکنون درباره ی رابطه ی بین تورم و بازده سهام اجماع نظری وجود ندارد.

نویسنده مطلب: مرتضی مقدسیان / عضور ارشد پروتیم تی بورس

درباره ایمان صاحبدادی

ما شما را پولدار نمی کنیم، ما شما را موفق خواهیم کرد و ما باور داریم پول با موفقیت خواهد آمد.

این مطالب را نیز ببینید!

گزارش تولید و فروش

افزونه کاربردی آمار تولید و فروش FinEye

افزونه فین‌آی ابزاری برای استفاده آسان‌تر از اطلاعات ارائه شده توسط ناشران مالی است. این افزونه به تحلیل‌گران بازار سرمایه کمک می‌کند تا از فروش کل، حجم تولید و فروش محصولات و همچنین نرخ فروش محصولات شرکت‌های محصول‌محور آگاه شوند. همچنین این امکان فراهم شده است تا بتوان فروش سال‌های مختلف را با هم مقایسه کرد و از میزان پوشش پیش‌بینی فروش آگاه شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *